على محمدى خراسانى

89

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

اشاره و كتابت مسألة 5 : لو تعذّر التلفّظ - لخرس ونحوه - تقوم الإشارة المُفهمة مقامه ؛ حتّى مع التمكّن من التوكيل على الأقوى ، ولو عجز عن الإشارة أيضاً فالأحوط التوكيل أو المعاطاة ، ومع تعذّرهما إنشاؤه بالكتابة . ترجمه : اگر به جهت لال بودن و مانند آن ، تلفظ [ به عقد ] ممكن نباشد ، اشاره‌اى كه فهمانندهء [ معنا ] باشد جاى لفظ را مىگيرد ، حتى بنا بر اقوا در صورتى هم كه متمكن از وكيل گرفتن باشد . و اگر از اشاره هم ناتوان باشد احتياط [ واجب ] آن است كه يا وكيل بگيرد يا به‌طور معاطات انجام دهد . و در صورتى كه هيچ‌يك از اين دو ممكن نباشد ، انشاى عقد با نوشتن ممكن خواهد بود . شرح : آيا معاملات ( عقود و ايقاعات ) آدم‌هايى كه قدرت تكلم ندارند و ناچار به اشارهء دست و پا و چشم و سر يا نوشتن هستند تا مقصود خود را به ديگران بفهمانند ، صحيح است و منعقد مىشود يا خير ؟ بر فرض صحت ، آيا اين عقد ، لازم است ، يا جايز و متزلزل ؟ به‌طور كلى هر معامله‌اى مىتواند با يكى از چهار سبب ، انشا و ايجاد شود : 1 . با قول و لفظ و صيغهء مخصوص ؛ 2 . با معاطات و تسليم و تسلّم ، يا دادن و ستاندن خارجى به قصد معامله ؛ 3 . با اشاره ؛ 4 . با كتابت با طرفى كه غايب است . از اين چهار سبب دو سبب نخست در حال اختيار سببيت دارند و انشاى معامله با آن‌ها صحيح است ؛ با اين تفاوت كه اگر به قول و صيغهء خاصه باشد قطعاً منعقد مىشود و لازم مىگردد ، ولى اگر به نحو معاطات باشد محل بحث است كه آيا معاطات هم بيع و مفيد ملك است ؟ در صورتى كه بيع باشد آيا مفيد لزوم است و عقد بر آن صدق مىكند يا خير ؟ اين پرسش‌ها در مسائل بعد از اين مسأله بيان خواهد شد . ولى فعلًا اين مقدار مسلّم است كه هم بيع قولى و هم معاطاتى در حال اختيار هم قابل انشا هستند .